امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

امروز دیگر نام اپل در کنار استیو جابز و محصولات شگفت‌انگیزی با نشانه «i» از قبیل: iPhone، iPod iPad، iTunes، iMac، iBook، iAD، iOS و... شناخته می‌شود و بسیارند کسانی که با جزئیات یا چگونگی و نحوه زندگی وی آشنایی داشته و مسائل مربوط به آن را دنبال می ‌کنند اما به نظر می ‌رسد صرف ‌نظر از زندگینامه این مبدع و بنیانگذار اپل، آن‌چه بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد، درس ‌هایی است که استیو جابز می ‌تواند به هر مدير و صاحب سرمايه اي بدهد.
«کاوازاکی» که کار با استیو جابز را از 1983 آغاز کرد به مدت چهار سال همکاری نزدیکی با رئیس اپل داشت. این فهرست را تدوین کرده تا هیچ یک از درس‌های جابز از بین نروند یا به دست فراموشی سپرده نشوند.
 

کارشناسان هیچ‌چیز نمی ‌دانند!
 

روزنامه‌ نگاران، تحلیلگران، مشاوران، بانکداران و راهبران نمی‌ دانند چه بکنند، بنابراین تنها به شما مشاوره می ‌دهند. آنها به تو می‌ گویند چه چیزی در محصول تو وجود دارد که خوب عمل نمی ‌کند اما قادر نیستند محصولی بهتر را بسازند. آنها می ‌توانند به تو بگویند چگونه یک محصول را بفروشی اما خود قادر به فروش آن نیستند.
آنها می‌توانند به تو توضیح دهند چگونه گروه‌ های کاری بزرگ تشکیل‌ دهی اما خودشان بدترین دفاتر را دارند.
 

مشتریان نمی‌ دانند چگونه چیزی را که می‌ خواهند، به تو بگویند
 

نقطه تمرکز اپل، نیمکره راست مغز استیو بود که با نیمکره چپ حرف می ‌زد. اگر از مشتریان بپرسی چه چیزی می ‌خواهند، آن‌ها به تو می‌ گویند: «بهترین، سریع ‌ترین و ارزان‌ ترین». اما این صدای یکنواخت تکراری بویی از یک تغییر انقلابی نبرده است. مشتریان تنها می ‌توانند آرزوهای خود را در قالب کلماتی بیان کنند که هنوز درحال استفاده از آنها هستند؛ در دوره ‌ای که در آن مکینتاش تولید می ‌شد، همه ميخواستند رایانه ‌ای با بهترین، سریع ‌ترین و ارزان‌ ترین سیستم عامل را داشته باشند. بهترین چیز برای یک شروع، تولید محصولی است که خودت می‌ خواهی استفاده کنی.
 

اهمیت جهش به جلو
 

تغییرات بزرگ زمانی رخ می ‌دهند که تو جهشی فراتر از قدم‌ های یکنواخت برداری. بهترین تولیدکنندگان چاپگرهای چرخشی در ابتدا شروع به تعریف ویژگی ‌های جدیدی کردند که متفاوت بودند.
اپل یک جهش رو به جلو برداشت: چاپگرهای لیزری. به آنهایی فکر کنید که یخ جمع می ‌کردند. به شرکت‌ هایی فکر کنید که یخ تولید می‌ کردند و به آن‌ها که یخچال می‌سازند. آیا هنوز هم امروز کسی هست که در طول زمستان یخ جمع کند؟
 

بیشترین، بزرگ ‌ترین است و بیشترین چالش، کیفیت کار را بهتر می‌ کند
 

من همیشه با این ترس کار می‌ کردم که استیو بتواند به من بگوید من عالی نیستم یا کارم هیچ ارزشی ندارد. این ترس، چالش بزرگ من بود اما رقابت با IBM و مایکروسافت یک چالش عظیم بود. تغییر دادن دنیا یک چالش بزرگ بود. من و کارمندان اپل (قبل و بعد از من) کار خود را به بهترین شکل انجام داده‌ ایم چون باید برای انجام این چالش ‌های بزرگ حداکثر توان خود را صرف می‌ کردیم.
 

روی طراحی حساب کن
 

استیو با درخواست‌ های عجیب خود درباره طراحی، افراد مختلفی را دیوانه می‌ کرد: بعضی از قاب‌ های سیاه به اندازه کافی سیاه نبودند. انسان‌ های فناپذیر عادی فکر می‌ کنند، رنگ سیاه سیاه است و خاکستری خاکستری اما استیو یک کمالگرا بود و حق داشت؛ بعضی افراد طراحی را در دل دارند، درحالی‌که بسیاری دیگر تنها به آن توجه می ‌کنند.
 

زمانی‌که از گرافیک و حروف درشت استفاده می‌ کنی نمی‌ توانی اشتباه کنی
 

نگاهی به اسلایدهای استیو فونت حروف در سایز 70، از نوعی است که یک نمایشگر یا گرافیک بزرگ دارند. حال به رونمایی ‌هایی فکر کنید که دیگرانی که در بخش فناوری مشغول به کار هستند، انجام می ‌دهند.
آن‌ها از فونت با سایز هشت استفاده می ‌کنند و عناصر گرافیکی در رونمایی ‌های آنها وجود ندارد. بسیاری از مردم می ‌گویند استیو بزرگ ‌ترین معرفی‌کننده برای محصولات جدید بود... اما هیچ شده از خود بپرسید چرا افراد بسیار کمی ‌هستند که از سبک وی تقلید می ‌کنند؟
 

تغییر ایده نشانه ‌ای از هوش است
 

زمانی که اپل اولین «آی فن» را عرضه کرد، هیچ برنامه جانبی برای آن وجود نداشت.
برنامه‌ های جانبی را استیو به وجود آورد. آنها ایده بدی بودند چون هرگز نمی ‌دانستی با تلفن تو چه کار می‌ توانند بکنند. 6 ماه بعد، استیو تصمیم گرفت برنامه ‌های جانبی را به عنوان ابزارهای مناسبی به کار برد. اپل در مدت زمان کوتاهی راه‌های بسیاری را پیمود تا به شعار معروف خود برسد: «برای هر چیزی یک برنامه جانبی وجود دارد.
 

ارزش با قیمت فرق دارد
 

بیچاره هستید اگر فکر کنید همه‌چیز به قیمت وابسته است و باز هم بیچاره ‌تر هستید اگر فکر کنید تنها می‌ توان روی قیمت با دیگران رقابت کرد. قیمت تمام آن چیزی نیست که شما باید روی آن حساب کنید: آن‌چه باید روی آن حساب کرد، حداقل به اعتقاد تعداد کمی ‌از مردم، ارزش است.
 

نمایش‌ های مدیر اجرایی
 

جابز قادر بود 2 بار در سال و در دوره رونمایی ‌هایش به میلیون‌ ها نفر نشان دهد iPadها، iPodها، iPhoneها و Macها چگونه کار می‌کنند. چرا بسیاری از مدیران اجرایی، معاونان یا سایر مدیران ارشد خود را روی صحنه مراسم رونمایی صدا می‌ زنند؟ شاید برای اينكه نشان دهند در پس یک محصول، مجموعه ‌ای پرقدرت قرار گرفته یا شاید به این دلیل که مدیر اجرایی عمق کاری را که شرکتش انجام می‌ دهد نمی‌ داند یا نمی ‌فهمد، ‌بنابراین نمی ‌تواند آن را به خوبی توضیح دهد.
 

شغل مستقیم مدیر اجرایی


شاید همیشه محصول مطلوب نبود اما همیشه به حدی چشمگیر بود که بتواند در تمام دنیا گسترده شود. در این مورد، استیو همیشه یک هدف داشت: «سلطه روی بازارهای موجود و ایجاد بازارهای جدید در سطح جهاني.»
منبع: بيتوته
 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)